محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

650

اكسير اعظم ( فارسى )

بالفعل به هوا يا به آب سرد افتد تا منع درم كند يا باشد كه به سركه ممزوج تر بايد كرد و گاهى حاجت به تسكين درم به مثل روغن بابونه و به مثل شراب قابض آيد كه اين تحليل ورم و تقويت عضو نمايد و گاهى حاجت افتد به چيزى كه در آن تقويت و تحليل باشد مثل زيت بمصطكى و اشق و بيشتر شكستگيها كه مخالف و ناهموار افتد از قرحه خالى نباشد و آنجا كه قرحه باشد قيروطى نزديك آن نبايد برود رفاده به شراب قابض تر كرده برنهند و ادويه كه در علاج شكستگى به كار آيد جدا مذكور گردد و شكستگى بزرگ را به عصابه بايد بست يكى بر رفاده‌ها بايد تا آن را تنگ فراگيرد و جايگاه را سخت‌تر و دوم بر تخته تا محكم نگاه دارد و فضول را از جايگاه شكستگى بازدارد و سوم بر مجموع جهت استحكام جمله و بند عصابهء اول را از فرو سوى به طرف بالا بايد پيچد و بند عصابهء دوم را برعكس و بند عصابهء سوم بهر دو نوع چنانچه جمله را فرارسد و تخته از پنجم روز بايد نهاد مگر آن‌كه خوف كجى عضو باشد و تخته از چوب نرم بايد مثل چوب انار و بيد و دفلى و قنى و مانند آن و تخته هموار بايد ليكن از جائى كه بر موضع شكستگى نهن اگر اندكى غليظتر بود مىشايد و هرچند كه عضو شكسته بزرگ‌تر بود تخته ديرتر بايد بيست ليكن رفاده‌ها بيشتر بايد نهاد و خيال دارند تا عضو آويخته و جنبان نباشد . و اگر ترسند كه عضو كج شود و آفت آن بزرگ گردد زرود تخته بايد بيست و اگرچه روز اول باشد و بعد بستن هم دير دير بايد گشاد و رفادهء تخته بندهم بيشتر بايد . و بقراط گويد كه بسته را روزى مىبايد گشاد و روزى نه تا بيمار ضجر نشود و خارش رنج ندهد و هربار كه بگشايند بر همانطور كه بسته بودند باز بايد بست و شكل بندها و رفاده‌ها و تختها نشايد گردانيد تا آنچه بسته مىگردد تباه نشود و عضو از شكل خويش نگردد و پيچيده نشود و درد نه خيزد . و چون هفته بگذرد و در هر چهار روز يك بار بايد گشاد و يا در هر پنج روز دشبذ را نيز اندك اندك سس‌تر كنند تا غذا بدان محل بيشتر راه يابند و اندر دور كردن تخته شتابى نبايد كرد اگرچه گمان شود كه بسته شده و بسيار باشد كه ده روز يا بيست روز تخته بسته دارند و نگشايند و هيچ مضرت نباشد ليكن صواب آن بود كه از جهت احتياط در هر چند روز بگشايند و نگاه كنند تا اگر رنگ پوست و حال گوشت متغير شده باشد بتدارك آن مشغول شوند و بعضى مجبران هرگاه كه بند مىگشايند به آب نيم‌گرم نطول مىكنند تا مادهء دشبذ در آنجا بيشتر آيد و بعضى روغن و آب گرم پيش از آن‌كه به بندند نطول كنند تا عصبها را نرم كند و الم كشيدن كمتر شود و ليكن در وقت بستن تجويز نكنند زيرا كه نگذارند دشبذ محكم شود و آنجا كه ضماد يا طلا بر آن خشك شده باشد و درد خيزد و خواهند كه بگشايند اندكى روغن طلا كردن جائر بود خصوصاً كسانى را كه مزاج تر بود و آنجا كه با شكستگى جراحتى رسيده باشد رفاده و تخته از جايگاه جراحت دور بايد داشت و اين چنان بود كه جايگاه جراحت را برهنه گذارند و بر حوالى آن رفاده‌ها و تختها برنهند و ببندند بر شكل موافق‌تر و بر جراحت برهنه مرهم نهند و رفاده گردد جراحت را بچيزهايى كه منع آماس كند به شراب قابض‌تر كنند و آنجا كه محل كوفتگى را در غير جراحت به هم آماس باشد هم رفادة آن محل را بموانع آماس بيالايند و بعضى مجبران رفاده‌ها بز حوالى جراحت نهند و تخته را بربندند چنان كه مرهم بدانجا فرد شود و ريم و چرك از آن بيرون آيد و عصابه بالاى جراحت بندند چنان كه بجراحت نرسد و لته بر روى آن پيچند تا مگس و هواى سرد و گرم بجراحت نرسد و باشد كه بدان حاجت آيد كه رفاده را به سركه و گلاب تر كنند و حوالى جراحت نهند تا آماس بازدارد و قيروطى و روغن از حوالى جراحت دور بايد داشت خاصهً در تابستان كه بيم تعفن بود و در جمله احوال زخم و شكستگى را از سردى و گرمى مفرط نگاه بايد داشت و از عطسه و سرفه و بلند كردن آواز پرحذر بودن . و اگر تعفن ناگاه در گوشت آن محل پديد آيد در اصلاح آن مبادرت بايد كرد چنانچه در جراحات معلوم شده ليكن اينجا احتياط زياده بايد و در طلا و ضماد ترياقات و مصلحات عظم داخل بايد ساخت . تدبير استخوان كه كج بسته باشد و حاجت بشكستن آيد هرگاه كه استخوان كج بسته شود و حاجت آيد كه آن را ديگر بار بكشنند و راست كنند اگر در دشبذ سخت صلب بود اول آن را نرم بايد كرد به ادويه كه ورم صلب و سقيروس را نرم كند و خرما و چكتى دنبه و دردى روغن كنجد با هم سرشته ضماد بايد كرد و چكتى دنبه گداخته و مغز پسته و مغز بادام و مغز پنبه دانه دشبذ را نرم كند و يا مغز تخم بيد انجير كوفته با نيم وزن آن روغن گاو و چهارم حصهء آن عسل سرشته ضماد كنند و بعضى در حالت احساس برودت مزاج سكبينج يا جاوشير يا جدوار يا جندبيدستر هم اضافه مىكنند و يا حلبه در شير پخته و دردى روغن كتان و دردى روغن كنجد و روغن دنبه با هم سرشته طلا كنند و بعضى اين تراكيب را به سركه مقوى كنند و با شق بهتر آيد و در آبزن نشستن و آب نيم‌گرم بسيار بر عضو ريختن سود دارد . و چون از اين تدابير نرم نشود گوشت را شق نمايند دشبذ را بجنبانند پس استخوان را بشكنند و راست كرده باز بندند و رعايت جراحت نيز كنند چنان كه سابق مذكور شد و بسيار باشد كه دشبذ بدين تدبيرها نرم شود و آن كجى را بدون شكستن بدفع و جبائر راست توان كرده باز بستن تا ديگر بار بشكستن حاجت نيايد و خصوصاً در ابدان نرم اين علاج ممكن است اطليهء كسر و مانند آن كه در مجبرى به كار آيد بعضى از اطليه براى منع آماس و اصلاح خارش بود و بعضى دشبذ را سخت كند